متن کامل پیام مهم رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

یا حسین جان
میگن اومدن به کربلای تو سعادت میخواد
باید لایق باشی من تا حالا لیاقت نداشتم
میشه برای یه بار هم که شده منو بطلبی

در کلام معصومین علیهم السلام یکسری سفارشات در خصوص رفع تنگی معیشت و فراوانی رزق و روزی شده است که اگر انسانی با عمق ایمان و اعتقاد به آنها عمل کند آثار و برکاتش را در زندگی خود خواهد دید، البته گفتن این ذکرها و عمل به این سفارشات زمانی موثر خواهد شد که انسان زندگی پاکی داشته باشد و حلال و حرام برایش مهم باشد یعنی کاری نکند که با دست خودش روزیاش کم شود.

در صفحه 144 كتاب "هزار و يك حكايت اخلاقي" در بخش حسد آمده است: روزي ابن ابي ليلي( قاضي اهل سنت) نزد منصور دوانقي آمد.
منصور گفت: بسيار اتفاق مي افتد كه داستانهاي شنيدني نزد قضات رخ مي دهد، مايلم يكي از آنها را برايم نقل كني.
ابن ابي ليلي گفت: همين طور است. روزي پيرزني فرتوت نزد من آمد و با تضرع و زاري تقاضا مي كرد از حقش دفاع كنم و ستمكار او را كيفر نمايم.

در محضر بزرگان فرصتی است برای آموختن نکاتی که در هیچ کتابی یافت نمی شود و در واقع راه میانبری است به سوی خوبی ها و درستی ها که تقدیم به همه کاربران عزیز می گردد.
حضرت آيت الله بهجت(ره) درباره آداب و شرايط دعا فرمودند: جهت دعا اين امور لازم است:
۱ - ثنا و تعظيم و تمجيد ساحت مقدس حضرت حق تبارک و تعالی
2 - اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن، که تقريبا به منزله توبه يا ملازم آن است.
3 - صلوات بر محمد و آل محمد که وسيله و واسطه فيض هستند.
۴ - بکاء و گريه و اگر نشد تباکي [حالت گريه کردن به خود گرفتن] ولو خيلي مختصر.
۵ - و بعد از اينها درخواست حاجت که در اين صورت برآورده شدن حاجت ان شالله حتمی است... البته اگر اين مطالب در سجده باشد مناسبتر است.»
جرعه وصال- ص۱۰۳

فرازهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری به مناسبت سالروز ازدواج فرخنده و مبارک حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه سلام الله علیها به این شرح است:
- صبغه دینی و تقدس ازدواج
ازدواج یک تقدسی دارد از نظر ادیانی که حالا من می شناسم. غالباً مراسم ازدواج، یک مراسم مذهبی است؛ مسیحیها آن را توی کلیسا انجام می دهند، یهودیها آن را در کنائسشان انجام می دهند؛ مسلمانها هم اگرچه در مسجد انجام نمی دهند، اما اگر بتوانند، در مشاهد مشرفه، و الّا در ایام متبرک دینی و عمدتاً به وسیله رجال دین، این را انجام می دهند. رجل دینی هم وقتی برای ازداوج نشست، مبالغی دین بیان می کند. بنابراین صبغه، کاملاً صبغه دینی است.(1)
- مهمترین فایده ازدواج
بحث این بود که از نظر قرآن این انسان می خواهد بدون مهار باشد، بل یرید الانسان لیفجر أمامه[1]. انسان میخواهد هر کاری را مایل است انجام دهد. مسلم است که انسان شیوه به ضرر خود و جامعه اش است. این انسان باید کنترل شود اما چه چیز و چه کس می تواند او را کنترل کند؟

در رابطه با کنترل نیروها و غرائز انسان می توان هشت مهار که هرکس به نحوی به آن ها معتقد است را نام برد:
1. عقل: گفتهاند اگر عقل جامعه قوی شود، اگر عقل فرد آبیاری شده و شخص بتواند حسن و قبح را از هم تمیز دهد، این عقل می تواند انسان را کنترل کند.
2. علم: افلاطون در بیان خصوصیات مدینه فاضله اش می گوید اگر انسان عالم به صفات رذیله و خوبیهای فضایل انسانی را فهمید، همان علم میتواند او را کنترل کند.
3. وجدان اخلاقی:که قرآن شریف از آن به عنوان نفس لوامه یاد کرده و معمولاً علمای علم اخلاق و همچنین روانشناسان برای آن ارزش زیادی قائلند. قرآن هم برای آن ارزش فراوانی قائل بوده و می گوید اگر وجدان اخلاقی بیدار بوده و در انسان کشته نشود،می تواند انسان را کنترل کند. این سه نیرو، نیروهای درونی بود و از اینجا نیروهای بیرونی مطرح می شوند.
4. تربیت: اگر فردی تربیت صحیح انسانی داشته باشد، میتواند خود یا جامعه را کنترل کند. یعنی آن تربیت صحیح ، فرد و جامعه را می تواند کنترل کند.
5. قانون: که معمولاًدنیای دیروز و امروز بر اساس آن میچرخد و می گویند قانون میتواند این انسان را کنترل کرده تا افعال زشت از او سر نزند وبالاخره قانون میتواند مدینه فاضله تشکیل بدهد.
6. نظارت ملی: یعنی همان امر به معروف و نهی از منکری است که در اسلام مطرح است و این چنین گفته اند که اگر مردم نظارت بر یکدیگر داشته و گفتار و کردار یکدیگر را کنترل کنند، این نظارت ملی می تواند نیروی کنترل کننده ای برای انسان باشد.
7و8. ایمان: که بر دو قسم است. یک «ایمان مربوط به عقل» است، برهان و استدلال است که به این ایمان در فلسفه می گوئیم «علم». علم به وجود خدا، به نبوت ، معاد و امامت، این علم از راه برهان پیدا می شود. مثلا برهان صدیقین ملاصدرا ، وجود خدا را اثبات می کند. یا برهان نظم که آن از قرآن گرفته شده و اثبات وجود خدا می کند یا حرکت جوهری او که معاد جسمانی را اثبات می کند. گفته اند اگر ایمان علمی پیدا بشود، این نیرو می تواند نیروی کنترل کننده انسان باشد، برای اینکه اگر انسان علم به مبدا و معاد حاصل کرد، آن علم به مبدا و معاد او را گرفته و کنترل می کند.
قسم دوم که نیروی هشتم است، «ایمان عاطفی یا ایمان قلبی» و نه عقلی است. که ایمان قلبی را از نظر فلسفه، «معرفت» می گویند و معنایش این است که آن ایمانی که مربوط به عقل است، نمی تواند انسان را کنترل کند. آنکه می تواند، ایمانی است که رسوخ در دل کرده و دل باور کرده باشد. گاهی عقل باور می کند که خدا هست. این باور آیا می شود نیروی کنترل کننده باشد یا خیر؟ خیر، نمی تواند. گاهی عقل باور دارد که معاد هست اما گاهی دل باور دارد. این باور غیر از باور عقل است که قرآن شریف به این باور یقین می گوید.« اَللهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبي » نه « تباشر به عقلی».
گفته اند آنکه می تواند نیروی کنترل کننده برای این حیوان دو پا بوده و او را آدم کند، فقط و فقط نیروی هشتم است یعنی ایمان قلبی و ایمان عاطفی . این ایمان از راه برهان از راه عمل پیدا می شود، این ایمان نیازمند ریاضت و ترک گناه است تا اجتناب از گناه ، درخت ایمان را در دل ریشه دار کند. نماز شب، نماز اول وقت، مخصوصاً اهمیت دادن به مستحبات و در میان مستحبات اهمیت دادن به خدمت به دیگران، از ریاضت های این ایمان است. این اعمال درخت ایمانی که در دل روئیده شده است را آبیاری کرده و ریشه آن را در دل رسوخ داده و می دواند.[2]
پی نوشت :
1.سوره قيامت/5
2.عوامل کنترل غرایز در زندگی انسان،حسین مظاهری ناشر:مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر

«شهید محمود کاوه»، در سالهای دفاع مقدس، فرماندهی لشگر 155 ویژه شهدا را بر عهده داشت و از شاگردان شهید «محمد بروجردی» به شمار میرفت. «محمود کاوه»، پس از سال ها جهاد و حماسه آفرینی در جبهههای غرب کشور، در سال 65، در منطقه حاج عمران، شربت شهادت نوشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای مشهد به خاک سپرده شد.

شهید آیت الله دستغیب در کتاب "داستان های شگفت" خود این گونه می نویسد : « زن و شوهری برای زیارت امام حسین (علیه السلام) ساکن کربلا می شوند.
روزی مرد وارد قصابی می شود و مقداری گوشت می خرد و به حرم امام حسین (علیه السلام) می رود، بعد از زیارت به خانه برگشته و گوشت را به همسرش می دهد و می گوید آبگوشتی درست کن.
ظهر که می شود همسرش به مرد می گوید گوشت نپخته است و مرد می گوید اشکالی ندارد صبر کن تا شب بپزد.

یکی از بحث های داغی که عده ای مخالف و موافق را گرد هم آورده و امروزه به یکی از مباحث جدی نیز مبدل شده است " بودن یا نبودن ماهواره " در زندگی ایرانی هاست.
برخی بر این باورند که تماشا کردن کانال های مختلف ماهواره صرفاً یک نوع سرگرمی است و به دلیل تنوع در برنامه های مختلف می تواند اوقات فراغت را پر کند و عده ای نیز، ماهواره را همچون خوردن قطره ای سم در زندگی می دانند که به تدریج در مویرگ های زندگی جریان پیدا کرده و قلب تپنده کانون خانواده را از حرکت باز می ایستاند. و لیکن حاصل سال ها پژوهش و کار کارشناسی صاحبنظران و پژوهشگران جامعه شناسی بر روی برنامه های متنوع ماهواره و به ویژه شبکه های فارسی زبان، نشان می دهد که برنامه های ماهواره غربی مثل همان خوردن قطره ای سم و نابودی تدریجی انسان است.